...! - از اینکه اینقد مفت و ارزون خودمو فروختم ،ب اندازه ی موهای سرم پشیمونم....+ حتما حکمتی تو کاره .باز خوب فکراتو بکن...(و تو دلم کلی اشک...)-نمیدونم چیکار کنم ،ازهمه جا رونده و مونده شدم+ (و باز تو دلم اشکای پشت سر هم ...)ب امام رضا توسل کن،اون حتما واست کاری میکنه.. -باشه باهاش حرف میزنم ..........بحث رو عوض کردم ک بغضم نشکنه ... ...ولی مگه این بغض نفس گیر ولم میکرد! اونقد خودشو ب در و دیوار زد ....کنترلشو نداشتمی اهنگ و ..... کار خودشو کرد....سرازیر شد ....
برچسب:
نویسنده: آرمان اسدی
تاريخ: سه
شنبه
3 شهريور
1405 ساعت: 3:04